مؤلف مجهول

63

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )

[ چهارم از صفات سلبيه آن است كه اللّه تعالى را رؤيت بصرى محال است ] الرابعة : أنّه تعالى يستحيل عليه الرؤية ، لأنّ كلّ مرئى فهو ذو جهة ؛ لأنّه إمّا مقابل أو فى حكم المقابل بالضرورة ؛ فيكون جسما و هو محال . چهارم از صفات سلبيه آن است كه اللّه تعالى را رؤيت بصرى محال است . زيرا كه هر مرئى به بصر ذو جهت است . از براى آنكه اين مرئى يا در مقابل رائى است « 1 » به حسب حقيقت مثل اجسام يا در حكم مقابل است مثل اعراض و مثل صور منطبعه « 2 » در آينه ؛ و اين بديهى است ؛ و مقابله ميان دو شىء « 3 » حاصل است در جهت ؛ و هرچيز كه حاصل است در جهت ، جسم است يا جسمانى . پس هرچيز كه مرئى باشد ، هرآينه جسم خواهد بود يا جسمانى ؛ و بر اين تقدير كه اللّه تعالى مرئى باشد به بصر ، هرآينه جسم خواهد بود يا جسمانى ؛ و اينكه اللّه تعالى جسم باشد يا جسمانى ، محال است . از براى آنكه واجب تعالى جسم نيست چنانچه مذكور شد ، بلكه اللّه تعالى مجرّد است . پس مرئى نباشد به جسم ، كه اگر صحيح باشد رؤيت اللّه تعالى ، هرآينه او را ببينيم الآن ؛ و اينكه اين زمان اللّه تعالى را مىبينيم ، باطل است به اجماع ؛ و خلاف در اين نيست ميانهء موافق و مخالف . پس آنكه اللّه تعالى نيز مرئى باشد « 4 » همچنين ؛ و بيان آنكه لازم مىآيد كه اگر جايز باشد كه اللّه تعالى مرئى شود ، لازم مىآيد كه اين زمان نيز مرئى باشد . شكّ نيست كه شرايط ادراك كه جهت بيننده است ، موجود است در ما اين زمان كه سلامت حاسّه است و غير حاسّه به اعتراف خصم ؛ و عقل حاكم است به « 5 » اين بلا شكّ كه هرچيز كه صلاحيّت آن دارد كه مرئى شود ، واجب است كه ديده شود هر محلّ كه شرايط حاصل شود ، كه اگر چنين نباشد ، لازم مىآيد كه در حضور ما كوهى باشد از ياقوت و دريايى از سيماب ، و شرايط رؤيت حاصل باشد و اصلا

--> ( 1 ) . س : راى ايست . ( 2 ) . س : منطبقه . ( 3 ) . س : + كه . ( 4 ) . س : + نيز . ( 5 ) . س : - به .